تاريخ امروز: 02/05/1396

جستجو
 
بيشترين بازديدها
 
آمار سايت
 
 
 

سالروز تولد لويي پاستور

 

هيچكدام از معلمين او تصور نمي كردند روزي بي هيچ دغدغه و نگراني مردم سرتاسر دنيا، شيشه اي شير را از يخچال بيرون آورند، آن را بنوشند و به ياد اين دانش آموز كم استعداد و بسيار معمولي بيفتند. «لويي» باوجود تمام سخت كوشي و تلاشي كه در امر تحصيل از خود نشان مي داد استعداد بسيار كمي در مقايسه با ساير همكلاسي هاداشت.

تنها برجستگي او كه همه را به حيرت و تحسين وا مي داشت توانايي بالا و فوق العاده اش در نقاشي بود ساعت ها به كشيدن چهره اطرافيان مشغول مي شد و سرانجام اثري ارزشمند را خلق مي كرد، در واقع بسياري از افرادي كه نقاشي هاي او را مي ديدند فكر مي كردند اين نوجوان آرام و صبور روزي نقاش بزرگ خواهدشد! و شايد هم بنابرتصور عده اي ديگر تنها كاري كه از عهده او برمي آمد ماهيگيري يا مشغول شدن به دباغي پوست در كنار پدر بي سواد و كم دانشش بود.
اما لويي جوان نه تنها به هنر و ماهيگيري بلكه به مسائل علمي، خصوصاً علم شيمي علاقه فراوان داشت و گرچه استعداد خاصي در اين زمينه نشان نمي داد و هرگز كسي او را در اين عرصه قبول نداشت اما در پرتوي يك انديشه كه به او مي گفت: «هرگز تا مخالفتي و مخالفيني نداشته باشيم تأييد و تصويب نمي شويم.» نااميد نشد و با تشويق پدر كه آرزو داشت روزي پسرش استاد دانشكده كوچك شهرشان شود، هنر را رها كرد و دنياي نقاشي، نقاش برجسته فرداي فرانسه را به دنياي علم تحويل داد!
لويي از ۱۷سالگي تا ۲۰سالگي را با تدريس خصوصي و مطالعه كتب علمي گذراند تا سرانجام رئيس دانشكده شهرشان او و پدرش را متقاعد كرد، توانايي هاي لويي بيشتر از آن است كه به تدريس و تكرار مكررات در دانشكده اي كوچك مشغول شود.
پاستور ۲۰ساله راهي پاريس شد تا در مركز علمي خاص دانشجويان برجسته در رشته شيمي تحصيلات خود را ادامه دهد! با ورودش به دنياي شيمي بود كه استعدادهاي او بسيار بهتر از گذشته به سايرين نشان داده شد و زماني كه براي ارائه تحقيق پايان تحصيل، كار برروي كريستال نمك را شروع كرد بسياري از شيميدانان هم عصرش اين كار را بي فايده دانستند . اما مدتي نگذشت كه موفقيتش در اين عرصه براي او شهرت و رتبه خاصي در محافل علمي به ارمغان آورد.



و همين موفقيت باعث شد ۵سال استاد شيمي دانشگاه باشد كه اين حرفه نه تنها از نظر علمي و اقتصادي براي او ارزشمند بود بلكه دريچه اي براي ازدواجي موفق با دختر رئيس دانشگاه را پيش روي او گشود. لويي ۲۷ساله بود كه زندگي مشتركش را شروع كرد.
لويي ۳۲ساله با پيشنهاد پدر يكي از دانشجويانش ناخواسته از دنياي شيمي واردعرصه ميكروب شناسي و ايمني شناسي شد و باتوجه به علاقه زيادي كه در رفع مشكلات مردم داشت به كمك دست اندركاران صنايع و كارخانجات رفت تا مشكلات آنها را حل كند و پذيرش او اولين قدم در راه شيوه جديد پاستوريزاسيون و امنيت در نوشيدن شير، آب، آبميوه و… شد.
اما سختكوشي دانشمند جوان پايان ناپذير بود. چندي بعد از او خواستند تا در زمينه مسائل كشاورزي و حل مشكلات و بيماري ها در زمينه كرم ابريشم و پيله آن دست اندركاران را ياري دهد.
اوج كار و فعاليت پاستور در حل بيماري هاري، سياه زخم و مهمتر از همه واكسيناسيون و شيوه آن بروز كرد و جان بسياري را حفظ كرده و خواهدكرد.
و تا پايان عمر بيشترين ساعات زندگي خود را در آزمايشگاه سپري كرد و آن جا را مكاني مقدس مي دانست. پاستور برخلاف موفقيت هاي بيشمارش در مسائل علمي، زندگي دردآور و پررنجي داشت و هرچند در تمام دوران زندگي از وجود همسري مهربان و فداكار بهره مند بود اما ۳دختر از ۴دخترش را بخاطر ابتلا به بيماري در دوران كودكي از دست داد. خود او نيز در اثر كار و فعاليت شبانه روزي به علت خونريزي و سكته مغزي در حاليكه برروي بيماري هاري تحقيق مي كرد از ناحيه چپ بدن مشكل حركتي پيدا كرد و فلج شد. او در تمام زندگي ساده زيست و متواضع بود و در زمينه مسائل اعتقادي بسيار محكم عمل مي كرد و موضوعات علمي را جداي از مسائل مذهبي و اعتقادي نمي دانست و از آنها به عنوان ابزاري براي پي بردن به راز شگفت انگيز خلقت ياد مي كرد و مي گفت براي موفقيت در عرصه مسائل علمي بايد همچون مسائل مذهبي در روح خود جايگاهي براي پذيرش آن قراردهيم و شايد همين ديدگاه بود كه باعث مي شد در مقابل مخالفت مخالفين صبورانه عمل كند و هيچگاه منتظر تشويق، تمجيد و يا منافع مادي نباشد و سرانجام در لحظه مرگ در حاليكه در يك دستش دست همسرخود و در دست ديگر صليبي كه نشانگر اعتقادات عميقش بود را مي فشرد جان را به جان آفرين تسليم و حاصل تلاشهايش را به دنيا هديه كرد.

كلامي تامل برانگيز از پروفسور لويي پاستور: در هر حرفه اي كه هستيد ، نه اجازه دهيد كه به بدبيني هاي بي حاصل آلوده شويد و نه بگذاريد بعضي لحظات تاسف بار كه براي هر ملتي (و براي هر فردي) پيش مي آيد ، شما را به ياس و نااميدي بكشاند. در آرامش حاكم بر آزمايشگاهها ، كارگاه ها و كتابخانه هايتان زندگي كنيد. نخست از خود بپرسيد : من براي يادگيري و خودآموزي ام چه كرده ام؟ سپس همچنان كه پيش مي رويد بپرسيد: من براي كشورم چه كرده ام؟ و اين پرسش را آنقدر ادامه دهيد تا به اين احساس شادي بخش و هيجان انگيز برسيد كه شايد سهم كوچكي در پيشرفت و اعتلاي بشريت داشته ايد. اما هر پاداشي كه زندگي به تلاش هايمان بدهد يا ندهد ، هنگامي كه به پايان تلاش هايمان نزديك مي شويم ، همه بايد حق آن را داشته باشيم كه با صداي بلند بگوييم: من آنچه را كه در توان داشته ام ، انجام داده ام.
مطالب فوق از سايت www.jamejamdaily.net اقتباس شده است .




تعداد بازديد: 9270 تاريخ خبر: 06/10/1384 كد خبر: 80
نسخه چاپي | نظر بدهيد | ارسال براي يك دوست
 

 

صفحه اصلي اخبار
آرشيو
گزارش تصويري
قسمت هاي مختلف مجتمع
 
همه قسمت ها
مجتمع
مدرسه پسرانه ابتدايي حكمت
مدرسه راهنمايي پسرانه حكمت
دبيرستان پسرانه حكمت
كانون فرهنگي
پيش‌دانشگاهي
دبستان دخترانه
موضوعات
 
فيلم و صوت
نمونه سوال درسي دبيرستان
افتخارات
تكاليف مدرسه راهنمايي
مناسبت‌ها
مشاهير و شخصيت‌ها
بازديد و اردو
ورزشي
روابط عمومي
پرورشي
جشن
بزرگداشت
آموزش

 

   
 

صفحه‌اصلي | اخبار | ‌مجتمع | ابتدايي | راهنمايي | دبيرستان | خبرنامه | تالارهاي گفتمان | سفر علمي | افتخارات | ارتباط با ما
تاريخ آخرين تغييرات در سايت 20/11/1393
Powered By nab.ir